تبليغاتX
Daisypath Anniversary Years Ticker زندگی در کنار تو زیباست - حس مادری
خاطرات زندگی ما
سلام الان جند روزیه که میخوام بیام اینجا بنویسم از حس مادری اما نمیدونم چطوری باید همش رو توی چند جمله بگنجونم

 از چی بگم از این حس عجیبی که بهش میگن حس مادری که تمام وجودم رو گرفته که با تمام خستگیهات وقتی دختر عزیزت یه لبخند بهت میزنه همش از تنت بیرون میره که وقتی از زور بی خوابی چشمهات باز نمیشه اما با کوچکترین صدایی از جات میپری و به سمت تختش میری از اینکه وقتی با حرص و ولع شیر میخوره غرق لذت میشی و دردی رو که از کشیدن س ی ن ه ات با لثه هاش بهت وارد میکنه رو حس نمیکنی یا اینکه  ............... اگر بخوام بنویسم باید سالها بنویسم و تموم نمیشه خلاصه اینکه حس مادری حس قشنگیه که امیدوارم خدا همه رو به داشتن این حس مفتخر کنه

خدای بزرگ متشکرم از اینکه این فرشته رو به مادادی این حرفیه که اینروزها هزار بار به خدای خودم میگم حدود ۴۳ روز دیگه باید برگردم سرکار و میخوام از هر دقیقه اش استفاده کنم

هلیا وجود من شده شیرینی زندگیمون شده آروم جونمون شده ساعتها میشینم به صورت قشنگ و معصومش که توی خواب خود خود فرشته ها میشه نگاه میکنم و از دیدنش سیر نمیشم دلم میخواد تمام این لحظات رو توی ذهنم ثبت کنم اخه مثل باد داره میگذره و من دلم حتی برای دیروزش تنگ میشه

با اینکه هنوز کامل غلط نمیزنه اما علاقه خاصی به نشستن داره که براش هم خوب نیست جدیدا پاهاش رو بادستش میگیره و کلی از این کار خوشحال میشه با صدا خندیدنش بیشتر شده و همینطور بیدار موندنش و در عین حال غرزدنهاش دیگه زیاد دوست نداره به صورت خوابیده باشه

دخترم یه جورایی کچل شده و داره موهای جدیدش در میاد و شباهت زیادی به پسرها پیدا کرده

روز به روز بیشتر دارم عاشقش میشم خدایی ببینیدش چقدر شیرینه ؟

create avatar

دلم میخواد تمام عکسهاش رو بزارم اما متاسفانه حدود نیم ساعت برای هر عکس طول میکشه و منم که روزی هزارتا ازش عکس میگیرم خودتون حدس بزنید چقدر طول میکشه

ببخشید خیلی پراکنده گویی کردم اما برای خودم این هم غنیمت بود

تا بعد در پناه خدا
Create avatar




لينك ثابت نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 16:30 توسط :: روشنک ::