من خوبم البته دیشب تا صبح از کمردرد نتونستم بخوام و ساعت ۷ صبح تا ۹ خوابم برد بعدش اومدم سرکار شوهر جونم منو رسوند و رفت بعدش هم من نشستم پشت کامی و همکار جایگزینم نشست و دوباره کارها رو با هم مرور کردیم
رئیس کوچیکه دیوونه هم که از اون موقع دیگه با ما ارتباطی نداشت دوباره سروکله اش پیدا شده و خودش مستقیم تماس میگیره و مهربون شده خدا به داد نسیم برسه من که دیگه تا شش ماه از دستش راحتم اما نمیدونم دوباره چه نقشه ای توی سرشه
از همتون ممنونم که برای نی نی دوستم دعا میکنید
تا بعد در پناه خدا