تبليغاتX
Daisypath Anniversary Years Ticker زندگی در کنار تو زیباست - کمر درد
خاطرات زندگی ما

سلام

دیروز شوهر جون اومد دنبالم با همدیگه رفتیم یه دور زدیم بعد هم فنجون و رفتیم خونه پدرشوهر جون

این روزها خیلی خسته میشم اونجا هم روم نمیشه پاهام رو دراز کنم یا بزارم بالا شوهر جون هم اصرار میکنه که باید این کار رو انجام بدی میاره یه میز میزاره زیر پای من و به زور پاهام رو میزاره بالا تا ورم نکنه پدرشوهر ومادرشوهرم هم قسمم میدن که راحت باشم اما بالاخره سخته دیگه من خجالت میکشم و اونجا که هستم از رسیدگی شوهر جون به خودم همش معذبم آخه اون همش میگه اینو بخور اونو بخور وقتی گرمم میشه میاد بادم میزنه و .......... خیلی خوشحالم که هفته دیگه آخرین هفته ایه که شب میرم اونجا

امروز هم کمرم خیلی درد میکنه میخوام زود برم خونه استراحت کنم

بچه ها یکی از دوستای نی نی سایتم که قرار بوده حدود دو هفته بعد از من زایمان کنه متاسفانه بخاطر مشکلی که جفتش داشته بچه خوب رشدنکرده و دکتر احمقش هم نتونسته تشخیص بده مجبور شدن سزارینش کنند و این نی نی معصوم با وزن ۱ کیلو به دنیا اومده که الان هم زیر کلی دستگاه است و خیلی شرایط بدی داره از همتون میخوام برای سلامتی این نی نی کوچولو دعا کنید و از خدابخواهید که به مامان و باباش صبر و تحمل بده میدونم که شماها با قلبهای پاکتون حتما دعاش میکنید مرسی از همتون

- شیوا جون کجایی بازم که وبلاگ تعطیل کردی

تا بعد در پناه خدا




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 14:19 توسط :: روشنک ::