اول از هم روز جهانی زن مبارک باشه ![]()
دیروز بعد از ساعت اداری با شوهر جون رفتیم خونه مامی و با مامی جونم رفتیم یه چرخی اطراف خونشون زدیم و یه مقدار کوچولو خرید کردیم و برگشتیم خونه بعد خواهری هم طبق معمول شنبه ها که شوهرش کشیکه اومد اونجا و دور همدیگه کلی گفتیم و خندیدیم بعد من طبق معمول سوءاستفاده کردم و یه مقداری به خودم رسیدم بعدش هم دوش گرفتم و شام خوردیم
خواهری عزیزم تصیمیم داشت بخاطر من عید جایی نره اما من کلی مخش رو زدم که عزیزم من که هفته اول فقط ۱ درصد ممکنه زایمان کنم تو به برنامه خودت برس که انشااله سال دیگه که نی نی داری جایی نمیتونی بری هااااااااااااااااااااا
و خلاصه اخفالات ما کار خودش رو کرد و قراره برند بنگلور هند خواهر زاده شوهرش اونجا زندگی میکنه و با کلی بدبختی چون دیر اقدام کردن بالاخره تونستند بلیط بگیرند و ۲۷ میرند هر چند دلم براش تنگ میشه اما برای تجدید روحیه اش خیلی خوبه
امشب هم طبق معمول میریم خونه پدرشوهر عزیزم
امروز رفتم آزمایشات عفونی مربوط به بانک خون بند ناف رویان رو دادم و ۶۰ هزار تومان با بیمه ازم گرفتند گفتند شاید تا چهارشنبه آماده بشه اگر نشه عملا شانس این کار رو از دست میدیم چون رویان تا ۲۴ بیشتر باز نیست تا ببینیم قسمت چی میشه
تا بعد در پناه خدا